دوشنبه ٣١ ارديبهشت ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


شاخصه‌های دولت انقلابی از دیدگاه آیات و روایات (1) -2

ساده‌زیستی و دوری از اشرافیت

یکی از ویژگی‌های مهم کارگزاران حکومت اسلامی، دوری از اشرافیت و رفاه‌طلبی است؛ چراکه ساده‌زیستی مسئولین یکی از بزرگ‌ترین عوامل تثبیت حکومت اسلامی به شمار می‌رود. این یک قاعده عقلانی است که اگر مسئولین حکومت در سطح پایین‌ترین مردم جامعه زندگی کنند، مردم نیز همراهی و حمایت بیش‌تری از حاکمان خواهند کرد و همین عامل موجب تثبیت هرچه بیش‌تر حکومت خواهد شد.

2. ساده زیستی و دوری از اشرافیت

یکی از ویژگی‌های مهم کارگزاران حکومت اسلامی، دوری از اشرافیت و رفاه‌طلبی است؛ چراکه ساده‌زیستی مسئولین یکی از بزرگ‌ترین عوامل تثبیت حکومت اسلامی به شمار می‌رود. این یک قاعده عقلانی است که اگر مسئولین حکومت در سطح پایین‌ترین مردم جامعه زندگی کنند، مردم نیز همراهی و حمایت بیش‌تری از حاکمان خواهند کرد و همین عامل موجب تثبیت هرچه بیش‌تر حکومت خواهد شد.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی فَرَضَ عَلَی أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ یقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ کیلَا یتَبَیغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ؛[1]خداوند بر پیشوایان عادل واجب کرده است که خود را با مردم ناتوان همسو کنند، تا فقر و نداری، تنگدست را به هیجان و سرکشی نیاورد.»

یکی دیگر از آثار مهم ساده‌زیستی مسئولین، «پایداری و شجاعت در دفاع از حق در مقابل باطل» است. کسی که خود را به ساده‌زیستی عادت داده و دل از تعلقات دنیا خارج کرده است، برای دفاع از حق در مقابل زورگویان آمادگی کامل دارد. چنین کسی با شجاعت بیش‌تری در مقابل زورگویان عالم می‌ایستد.

یکی از ویژگی‌های «طالوت» که از سوی خداوند به عنوان زمامدار بنی اسرائیل انتخاب شده بود، همین خصیصه‌اش بود: «وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالُوتَ مَلِکاً قالُوا أَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَ لَمْ یؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یؤْتِی مُلْکهُ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»[2]؛ «و پیامبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است. گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزیده و در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد و احسان خداوند وسیع است و (به لیاقت افراد برای منصبها) آگاهی دارد.»»

و چه بسا همین «ساده‌زیستی» او بود که موجب تقویت ویژگی دیگری در او شد و آن «شجاعت» و «ثبات قدم» طالوت بود که با وجود تعداد اندک یاران، تسلیم سپاه بزرگ دشمن (جالوت) نشد و توانست در مقابل آنان به پیروزی برسد: «وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْک وَ الْحِکمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا یشاءُ»[3]؛ «و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند، گفتند: پروردگارا! بر [دل‌های] ما شکیبایی فرو ریز و گامهای ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پیروز فرما! پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داود، جالوت را کشت، و خداوند به او پادشاهی و حکمت ارزانی داشت، و از آنچه می‌خواست، به او آموخت.»

ارتباط مستقیم میان «ساده‌زیستی» و «شجاعت» از یک سو و «اشرافیّت» و «ترس» از سوی دیگر، در این عبارت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز به خوبی آشکار است که می‌فرماید: «گویا می‌شنوم که شخصی از شما می‌گوید: اگر غذای فرزند ابی طالب همین است، پس سستی او را فراگرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است. آگاه باشید! درختان بیابانی چوبشان سخت‌تر، و درختان کنار جویبار پوستشان نازک‌تر است. درختان بیابانی که با باران سیراب می‌شوند، آتش چوبشان شعله‌ورتر و پر دوام‌تر است. من و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چونان روشنایی یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‌ایم. به خدا سوگند! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم، به پیکار همه می‌شتابم و تلاش می‌کنم که زمین را از این شخص مسخ شده و این جسم کج اندیش (معاویه) پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانه‌ها جدا گردد.»[4]

امام خمینی(ره) که روحیه مبارزه با ابرقدرتها را با ساده‌زیستی قرین ساخته بود، می‌فرماید: «اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده‌زیستی عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.»[5]

نکته دیگر آنکه، اصولاً طبع «رفاه طلبی» با انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن منافات دارد. خداوند متعال در آیات متعددی از مبارزه اشراف و مرفهین بی درد با نهضت انقلابی پیامبران یاد کرده است. از جمله می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ»[6]؛ «و ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری بیم‌دهنده نفرستادیم، مگر اینکه مترفین آن‌ها (که مست نعمت بودند) گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‌اید، کافریم!»

«اتراف» به معنای آن است که نعمت، صاحب نعمت را دچار مستی و طغیان کند. کسی که نعمت با او چنین کند، می‌گویند او «مترف» شده؛ یعنی سرگرمی به نعمت چنان او را مشغول کرده که از ماورای نعمت غافل گشته است. پس مترف بودن به معنای دلبستگی او به نعمتهای دنیوی است؛ چه آن نعمتهایی که دارد، و چه آنهایی که در طلبش می‌باشد؛ چه اندکش و چه بسیارش.[7]

علامه طباطبایی(ره) ذیل این آیه می‌فرماید: «زیاده روی در لذایذ، کار آدمی را به جایی می‌کشاند که از پذیرفتن حق استکبار می‌ورزد. هم چنان که آیه بعدی هم آن را افاده می‌کند: «وَ قالُوا نَحْنُ أَکثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِین» و خاصیت اتراف و ترفه و غوطه‌ور شدن در نعمتهای مادی همین است که قلب آدمی به آنها متعلق شود و آنها را عظیم بشمارد و سعادت خود را در داشتن آنها بداند، حالا چه اینکه موافق حق باشد، یا مخالف آن. در نتیجه، همواره به یاد حیات ظاهری دنیا بوده، ماورای آن را فراموش می‌کند.»[8]

ترکیب «ما....إلّا» در این آیه شریفه که مفید «حصر» است، بیانگر این معناست که این، قانون تکوینی عالم خلقت است که رفاه‌طلبان و به تعبیر قرآن «مترفین»، همواره در خط مقدم مبارزه سیاسی و فرهنگی با مصلحان و رهبران انقلابی جامعه بوده‌اند.

 همچنین در بسیاری از آیات قرآن کریم از گروهی به نام «ملأ» (طبقه اشراف) نام می‌برد که سردمدار مبارزه با پیامبران بوده‌اند.[9]

امام راحل(ره) می‌فرماید: «ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته‌اند که مبارزه با «رفاه‌طلبی» سازگار نیست و آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه‌اند.»[10]بنابراین، ملتی که به دنبال مسئولان انقلابی و اهل مبارزه و کار جهادی هستند، حتماً باید این ویژگی را در آنان احراز کنند.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. همان، خطبه 209.

[2]. بقره/247.

[3]. بقره/251-250.

[4]. نهج البلاغه، نامه 45.

[5]. صحیفه امام، سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ج 19، ص 11.

[6]. سبأ/34.

[7]. المیزان، ج 19، ص 124.

[8]. همان، ج 16، ص 383.

[9]. برای نمونه ر.ک: اعراف/60، مؤمنون/24، اعراف/66،76- 75، 88، 109، 127؛ قصص/20 و 38، ص/6.

[10]. صحیفه امام، ج 21، ص 86.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 214.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١٣ ارديبهشت ١٣٩٧ / شماره خبر : ٣٩٩٧٦٧ / تعداد بازدید : 58/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج