يکشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


از سنگر محراب و منبر در میدان مبارزه با ستم؛

حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالقاسم موسوی

حجت الاسلام و المسلمین سیدابوالقاسم موسوی از روحانیون مبارز سنگر محراب و منبر است که نسب او به سید محسن موسوی می‌رسد. او از احفاد سید معین الدین، فرزند امامزاده سید احمد بوده و از نوادگان امام موسی بن جعفر(علیه السلام)محسوب می‌شود. سید روح الله، فرزند سید محسن، از لیاقتها و توانایی‌های علمی و فکری برخوردار بود و در سلوک معنوی و تزکیۀ درونی به درجاتی والا رسید و به دو بال علم و تقوا آراسته گردید، ایشان در حوزۀ علمیۀ همدان از روحانیان نامدار به حساب می‌آمد.

از سنگر محراب و منبر در میدان مبارزه با ستم؛ (زندگی و کارنامه فرهنگی، تبلیغی و مبارزاتی حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالقاسم موسوی)؛ (1313 ـ 1394ش)

غلامرضا گلی زواره

رویش و شکوفایی

حجت الاسلام و المسلمین سیدابوالقاسم موسوی از روحانیون مبارز سنگر محراب و منبر است که نسب او به سید محسن موسوی می‌رسد. او از احفاد سید معین الدین، فرزند امامزاده سید احمد بوده و از نوادگان امام موسی بن جعفر(علیه السلام)محسوب می‌شود. سید روح الله، فرزند سید محسن، از لیاقتها و توانایی‌های علمی و فکری برخوردار بود و در سلوک معنوی و تزکیۀ درونی به درجاتی والا رسید و به دو بال علم و تقوا آراسته گردید، ایشان در حوزۀ علمیۀ همدان از روحانیان نامدار به حساب می‌آمد.[1]

سال 1313ش، در ظلمت سیاه اختناق رژیم استبدادی رضاخان، سید علی اکبر موسوی، فرزند سید روح الله، صاحب فرزندی گردید که نام سید ابوالقاسم را برایش برگزید تا یاد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)با نام این نوباوه در لحظات گوناگون حیاتش تجدید گردد. پدرش ضمن تلاش برای امرار معاش، به ارشاد و هدایت مردم مشغول بود، به سؤالات شرعی اهالی پاسخ می‌گفت و در افزایش انگیزه‌های مذهبی و ارتقای آگاهی اقشار گوناگون نسبت به موازین اعتقادی و فقهی اهتمام می‌ورزید. با چنین اوصافی، این طفل نورسته در خانواده‌ای نشو و نمو یافت که جویبار فضل و فضیلت در آن جاری و نور ایمان بر آن پرتو افکنده بود و این ویژگی و پرورشهای اخلاقی و دقتهای تربیتی والدش در تکوین شخصیت او بسیار مؤثر و تعیین کننده بود.[2]

دانش اندوزی در حوزه‏های همدان و قم

سید ابوالقاسم تحصیلات مقدماتی را در همدان گذراند و با مبانی اولیه تعالیم دینی و اخلاقی در محضر پدرش آشنا گردید. دوازده ساله بود که به فراگیری معارف دینی رو آورد و در حوزۀ علمیه همدان چند سالی در محضر استادان و مدرسانی پرآوازه به تحصیل مقدمات زبان ادبیات عرب و یادگیری بخشهایی از سطح حوزه پرداخت و بعد از چند سال طلبگی در همدان، به قم مهاجرت نمود و پنج سال در حوزۀ این دیار زیارتی به تکمیل دورۀ سطح مبادرت ورزید. هنگامی که این روحانی به قم گام نهاد، متفکر شهید آیت الله دکتر محمد مفتح (1307 ـ 1358ش) سطوح عالی فقه و اصول و منظومۀ حکیم ملاهادی سبزواری (منطق و حکمت) را تدریس می‌کرد که وی موفق گردید به حوزۀ درسی این دانشمند بلند پایۀ حوزه و دانشگاه راه یابد و نزد ایشان رسائل شیخ انصاری، مکاسب (بخش اختیارات) و مقداری از کفایۀ الاصول آخوند خراسانی را بیاموزد و در ضمن، از روحیۀ علمی و ژرف کاوی، اندیشه‌های حکیمانه، شیوه‌های آموزشی و تبلیغی و نیز روحیۀ مبارزاتی این شخصیت متفکر که با نوآوری‌ها و خلاقیتهای زیادی توأم بود، تأثیر پذیرد.[3]

ایشان این توفیق را به دست آورد تا از محضر پر فیض حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین نوری همدانی (متولد 1304ش) در مباحث گوناگون فقهی، اصولی، کلامی و اخلاقی استفاده کند و درس کفایۀ الاصول را نزد این مرجع عالیقدر و فقیه مبارز تکمیل کند. همچنین از مواضع انقلابی، شجاعانه و هوشیاری این استادش نسبت به مسائل سیاسی - اجتماعی کشور، زمان شناسی، نظم و برنامه‏ریزی در زندگی، تلاشهای علمی و آموزشی، فروتنی، زهد و قناعت درسهای ارزنده‌ای بیاموزد و تجربه‌های مفیدی بیندوزد و ره توشۀ کوششهای فرهنگی و فعالیتهای سیاسی خود قرار دهد.[4]

این سید بزرگوار به مدت یک سال در درسهای خارج فقه و اصول اساتید حوزۀ قم حضور یافت؛ اما مشخص نیست در این مقطع تحصیلی از محضر چه مدرسانی بهره برده است.[5]

تلفیق دیانت و سیاست در تبلیغ

آن روحانی مجاهد و وارسته حدود پنج سال در قم اقامت داشت و پس از آن در سال 1335ش به همدان مراجعت نمود و در برخی نقاط این استان به اقامۀ جماعت، هدایت مردم و تلاشهای ارشادی مشغول شد. یکی از کانونهای تبلیغی و ترویجی وی، آبادی دهنو از توابع شهرستان ملایر بوده است.

در سالهای 40 - 41ش هنگامی که نهضت اسلامی ایران به رهبری علمای شیعه و در رأس آنان، امام خمینی(ره) شکل گرفت، سید ابوالقاسم موسوی به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با روحانیان مبارز قم و همدان داشت، در جریان حرکتهای سیاسی، از جمله مبارزۀ شخصیتهای بلند پایۀ حوزوی با رژیم پهلوی، خصوصاً در مورد تصویب لایحۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی قرار گرفت و بر سر منابر طی سخنانی افشاگرانه، تهاجم نظام استبدادی علیه ارزشهای دینی و مقدسات مذهبی را مورد انتقاد قرار داد و مردم منطقه را از توطئۀ نظام طاغوتی در قالب این مصوبه مبنی بر کنار گذاشتن مظاهر مذهبی از متن آن، با خبر ساخت. همچنین دربارۀ شکل گیری قیام خونین 15 خرداد 1342ش در سنگر مسجد و محراب حقایقی را برای شنوندگان باز گفت و از فضای تیره و تاری که بر دلها و جانهای مؤمنان انقلابی سنگینی می‌نمود، پرده برداشت.[6]

فرزند ایشان، سید محمدجواد موسوی، می‏گوید: «ارتباط مستمر پدرم با حوزۀ قم و علمای مبارز، طی سالهای 1340 ـ 1343ش و بعد از آن، وی را در جریان مسائل سیاسی و قیام امام خمینی(ره) قرار داده بود.» محمدجواد ده ساله بود که پدرش از او خواست نزد معتمدین محل برود و از آنان بخواهد در مسجد یا منزل ایشان حضور یابند تا ایشان برای این افراد اعلامیه‌ها، پیامها و بیانیه‌های امام خمینی(ره)و سایر مراجع را بخواند.

مرحوم موسوی همدانی تا سال 1344ش در برخی توابع منطقۀ همدان به ارشاد مردم و تنویر افکار عمومی، در خصوص اوضاعی که دیانت و فضیلت را در معرض تهدید قرار داده بود، مشغول بود و در این راستا، کارنامۀ درخشانی از خود به یادگار نهاد. همسرش که بانویی اهل فضل و ایمان بود و این روحانی را در برنامه‌های فرهنگی اجتماعی یاری می‌داد و برایش مشاوری مهربان بود، دچار کسالتی گردید که سلامتی‏اش را در معرض خطر قرار داد، به نحوی که از تلاشهای عادی بازماند و کوششهای پزشکان منطقه دربارۀ درمان او امیدوارکننده نبود. بنابراین، ایشان ناگزیر برای پیگیری درمان همسر خویش به تهران کوچ نمود که خوشبختانه معالجات اطبای مرکز مؤثر واقع گردید و این بانو سلامتی خود را بازیافت؛ اما تقدیر چنین رقم خورده بود که حجت الاسلام و المسلمین موسوی دیگر به همدان بازنگردد و در شهرستان ری سکونت یابد.

روحانی مبارزی به این دیار مهاجرت نمود که به گفتۀ برخی نیروهای انقلابی این ناحیه، اگر او به شهر ری هجرت نمی‌کرد و نهال مقاومت در برابر استبداد را در این ناحیه نمی‌کاشت، مسیر مبارزه در چنین قلمروی شکلی دیگر به خود می‌گرفت و نمی‌توانستیم از شهر ری به عنوان یکی از تأثیرگذارترین مناطق در روند پیروزی نهضت اسلامی با رهبری امام خمینی(ره)یاد کنیم.[7]

آذرخش مبارزه، باران بیداری

در همان ایامی که سید ابوالقاسم موسوی در محلۀ آرد ایران، واقع در شهر ری اقامت گزید، مسجد حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام)توسط عده‌ای از افراد خیّر و متدین در حال احداث بود و با خاتمه یافتن کار ساختمان آن و افتتاح این بنای عبادی و مقدس، اولین نماز جماعت در آن به امامت ایشان اقامه گردید. از آن تاریخ مسجد مزبور به کانون فعالیتهای فرهنگی و پایگاه تبلیغاتی و مبارزاتی این روحانی مجاهد تبدیل گردید. ایشان علاوه بر اینکه خود در این مکان به وعظ و سخنرانی می‌پرداخت، از روحانیان معروف و انقلابی دعوت می‌کرد تا در این سنگر نورانی ضمن آشنایی دادن مردم با معارف قرآن و عترت، آنان را با اوضاع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور آشنا سازند.

از دیگر فعالیتهای وی در این مکان مقدس، اقدام به برگزاری کلاسهای روخوانی قرآن، تجوید و تفسیر، و برپایی جلسات آموزشی و تربیتی و تأسیس کتابخانه بود. فرزند ایشان در مصاحبه‌ای گفته است:

«از همان روزهای ورودمان به شهر ری، پدرم راه مبارزه را که در همدان آغاز کرده بود، ادامه داد و پیشنماز مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام)گردید. سید، روحانی جوان گرایی بود که تمام همتش بر این اصل استوار گشت تا نسل نوخاستۀ شهر ری را با اهداف انقلاب اسلامی که از همان سالهای دهۀ 1340ش جوانه زده بود، آشنا کند و راه روشنگری را برای آنان هموار سازد.

البته این اتفاق روی داد و دو سالی بیش‏تر از حضور پدر در این دیار نگذشته بود که این منطقه به یکی از قطبهای مهم مبارزات سیاسی مبدل گردید. پدرم در این راه دشوار هیچ گونه هراسی به دل راه نمی‌داد و به دلیل ارتباطی که با علما و روحانیان معروف داشت، مسجد یاد شده را به یکی از پایگاه‌های مبارزات اسلامی، نه تنها در شهرستان ری؛ بلکه در تهران تبدیل کرد، به گونه‌ای که بسیاری از جوانان متدین و انقلابی ساکن تهران، جلسات بعدازظهر روزهای جمعۀ این مسجد را که والدم منعقد می‌ساخت، با هیچ برنامۀ دیگری عوض نمی‌کردند. همین مسائل خشم رژیم پهلوی را بیش از پیش نسبت به مسجد مزبور و پدرم برانگیخته بود.»

علی شریفی، از نیروهای انقلابی شهر ری نیز گفته است: «سیاست این مرد بزرگ در بیدار کردن مردم و بسیج آنان علیه رژیم طاغوتی پهلوی دوم این بود که به روش غیر مستقیم و با استفاده از آیات قرآن و برخی روایات منقول از معصومین(علیهم السلام)به صورت تلویحی جنبه‌هایی از خودکامگی و جفاگستری نظام استبدادی را برای اقشار گوناگون تشریح می‌کرد و مخاطبان خود را به مبارزه با این رژیم فاسد و تبهکار فرا می‌خواند. همین موضوع عمّال رژیم ستمشاهی را آشفته و خشمگین نموده بود. البته ایشان تاکتیکها و مراقبتهای ویژه‌ای داشت و مواظب بود بهانه‌ای به دست اعوان و انصار طاغوت برای بر هم زدن این جلسات و دستگیری شرکت کنندگان در آن را ندهد.

در سالهای دهۀ 1350ش وی به یکی از چهره‌های محبوب در میان آحاد مردم تبدیل شد و همین موضوع کار را برای نیروهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم پهلوی سخت‌تر می‌ساخت.

ساواکی‌ها از او به شدت حساب می‌بردند و با اینکه فهمیده بودند شعله‌ها و شراره‌های مبارزات نیروهای انقلابی در شهر ری از جلساتی که این روحانی نستوه ترتیب داده بود، بر می‌خیزد؛ اما جرأت دستگیری وی را نداشتند و متوجۀ این واقعیت بودند که وی در میان اقشار گوناگون ری جایگاه اجتماعی و دینی رفیع و ارزشمندی دارد و در صورت دستگیری ایشان، بدون تردید مردم واکنش سخت، فراگیر و کوبنده‌ای از خود نشان خواهند داد.

به خاطر دارم در سال 1355ش که تنها چند روز ساواک ایشان را حصر خانگی نمود، بعد از اعتراض شدید مردم و عکس العمل تند علما و روحانیون، همان محدودیت را هم برداشتند.»[8]

روشنگری و افشاگری

به دلیل همگونی جغرافیایی شهر ری با تهران، و واقع شدن این شهرستان بین تهران و قم که از کانونهای اصلی انقلاب اسلامی بوده‌اند و نیز وجهۀ مذهبی آن به برکت وجود بارگاه امامزادگانی چون حضرات: حمزه بن موسی، امامزاده طاهر و عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)، علی‏رغم فضای آمیخته به رعب و هراسی که رژیم منفور شاهنشاهی به وجود آورد و نیز موج گستردۀ دستگیری، حبس، شکنجه و تبعید نیروهای مؤثر در خیزشهای دینی و مردمی، این دیار در نهضت اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)نقش آفرین بوده است و در این حرکتهای مهم و تأثیرگذار، روحانیان و مبلّغان در خط مقدم قرار داشتند.

با ورود عالمانی چون حجج اسلام: سید علی غیوری، رمضانعلی زمانی، اسماعیل مرادی، سید ابوالقاسم موسوی همدانی و... به این منطقه، مساجد شهر ری نقش فعال‌تر و برجسته‌تری را در مبارزه با رژیم پهلوی ایفا کردند.[9]

از جمله برنامه‌های مرحوم موسوی همدانی در مسجد حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام)دعوت از شخصیتهای برجسته و مبارزی چون آیات محترم: سید علی خامنه‌ای(حفظه الله)، شهید دکتر محمد مفتح، احمد جنّتی، محمد امامی کاشانی، شیخ ابوالقاسم خزعلی و صالحی خوانساری بود.

سید محمدجواد متذکر گردیده است: «از جلسات مذهبی و معروف دوران پس از تبعید امام خمینی(ره) در شهر ری، مجالس این مسجد بود که در یکی از خیابانهای منشعب از خیابان 24متری و در فاصله نزدیکی از میدان شهر ری قرار داشت. زمان این نشستهای آموزنده، رشد دهنده و بیدار کننده، بعدازظهر جمعه‌ها بود. من و برادرم آن جلسات را مدیریت می‌کردیم و سعی می‌کردیم ضمن تأکید بر سنتهای دینی، موازین مذهبی، مقداری نوآوری و ابتکار بر آن حاکم باشد تا باعث جذب جوانان، به خصوص دانشجویان خوش فکر شود. آیات معزز، مرحوم خزعلی و نیز شهید محلاتی در این محافل پربار سخنرانی‌های مفیدی داشتند یا مباحثی را که آموزنده بود، مطرح می‌کردند. مرحوم آیت الله خزعلی، اگرچه در ظاهر امر تفسیر قرآن می‌گفت؛ اما  از بیانات و بحثهای او مشخص بود که هدفی انقلابی و مبارزاتی را پی می‌گیرد. به عنوان مثال، از قیام حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام)و مقاومت حضرت یوسف(علیه السلام)علیه مفاسد گوناگون سخن می‌گفت و از مبارزات حضرت موسی(علیه السلام) با فرعونیان وقت با استناد به آیات و مباحث تفسیری و نکات روایی، مطالب جالب و در خور تأملی را مطرح می‌کرد.»[10]

به گفتۀ علی شریفی، در سالهای بعد از شکل گیری قیام 15 خرداد 1342ش، حجت الاسلام و المسلمین موسوی از بزرگانی چون آیات محترم و حجج اسلام: شیخ محمدتقی فلسفی، شیخ ابوالقاسم خزعلی و امامی کاشانی دعوت می‌کرد تا در مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام) برای مردم سخنرانی کنند و بر بصیرت و احساس مسئولیت آنان بیفزایند. در یکی از این سالها به دعوت ایشان، مقام معظم رهبری(حفظه الله) در مسجد یادشده دو دهه، در ایام محرم و صفر، حاضران را به فیض رساند.[11]

در اسفند 1348ش مقارن با محرم 1390ق، دستگاه امنیتی رژیم پهلوی هنگامی متوجه ورود حضور آیت الله خامنه‌ای(حفظه الله) به تهران گردید که در روز بیستم اسفند (سوم محرم الحرام) وی در مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام)بیاناتی ایراد فرموده بود. آن شب که حدود یکصد و پنجاه نفر در این مکان مقدس اجتماع کرده بودند، مقام معظم رهبری(حفظه الله) توحید را مبنای بیانات خویش قرار داد و سپس دربارۀ غربزدگی و مصادیق آن حقایقی را مطرح فرمود.

مرحوم سید ابوالقاسم موسوی می‌گوید: قرار بود روحانی مبارز دیگری در این دو دهه سخنرانی کند؛ ولی نتوانست بیاید و گفت: کسی بهتر از خودم را معرفی می‌کنم، که معظم له آمد. تعداد حاضران در پنجم محرم الحرام 1390ق (اسفند ماه 1348ش) به 350 نفر بالغ گردید. در این روز، ایشان مختصات آزادی در اسلام را توضیح دادند. در روز ششم محرم الحرام تعداد مستمعین به حدود پانصد نفر رسید. ساواک در گزارشی نوشته بود: این گونه سخنان که توسط آیت الله خامنه‌ای در مسجد ابراهیم خلیل شهر ری صورت می‌گیرد، تبلیغات سوء دارد!

در اسناد ساواک آمده است: شب هنگام سخنان آقای خامنه‌ای(حفظه الله) در مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام) در ادامۀ موضوع آزادی در اسلام بود. او انتخابات را راهی پذیرفته شده برای تقسیم حقوق افراد توصیف کرد؛ اما گفت که این آزادی هنوز معنای واقعی خود را نیافته است. وی با اشاره به بی‌بند و باری‌های موجود در جامعه، به ویژه در پوشش زنان، آن را آزادی مورد قبول حاکمیت دانست که بسیار دور از مفهوم آزادی (واقعی و اسلامی) است. دعای پایانی سخنرانی او چنین بود: خدایا! برادران مسلمان ما را بر دشمنانشان، در هر نقطه‌ای که هستند، پیروز کن! مراجع عالیقدر تشیع، به خصوص مرجع عالی قدر، ما [امام خمینی] را در کنف امام زمان(علیه السلام) از گزند بلیّات حفظ کن![12]

پیشتاز اوج گیری و گسترش انقلاب در شهر ری

بعد از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی(ره) در اول آبان 1356ش، اعلامیۀ تسلیتی از سوی روحانیان شهر ری، از جمله مرحوم موسوی همدانی صادر و بین اقشار گوناگون توزیع گردید. در این اعلامیه آمده بود: ضایعۀ اسفناک درگذشت مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج آقا مصطفی خمینی(ره) موجب تأثر عموم عالم تشیع، به خصوص جامعۀ روحانیت گردید. این مصیبت را به حضور والد معظمشان، مرجع عالی قدر، حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی(ره) تسلیت می‌گوییم.[13]

حجت الاسلام و المسلمین سید تقی موسوی درچه‌ای می‌گوید: بعد از برگزاری مراسم ختم اول برای حاج آقا سید مصطفی خمینی(ره) در مسجد صدوق (روبروی ابن بابویه) به اتفاق آقای سید ابوالقاسم موسوی همدانی به منزل آیت الله محمد لاله زاری رفتیم و گفتیم: شما هم یک مجلس ختمی بدین مناسبت بگیرید و ایشان هم پذیرفت و مجلس ترحیمی در مسجد خاتم النبیین(صلی الله علیه و آله) که خودش ساخته بود و در خیابان حرم حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) قرار دارد، برگزار کرد.[14]

در اعلامیه‌ای که در تاریخ 26/9/1357 به امضای حجج اسلام سید ابوالقاسم موسوی، سید حسین درچه‌ای، سید تقی درچه‌ای و یدالله خدایی رسیده بود، از اعتصاب کارکنان صنعت نفت حمایت شده بود. در بخشی از این اعلامیه آمده بود:

«ما موفقیت بسیار مهم این اعتصاب کنندگان را که با عمل قهرمانانۀ خود کمر رژیم جبّار را شکستند و از هدر رفتن ثروت مملکت جلوگیری کرده و خشم نفت خواران بین المللی و استعمارگران شرق و غرب را برانگیخته و به انقلاب اسلامی اوج تازه‌ای دادند، تبریک و تهنیت می‌گوییم. ضمن اعلام پشتیبانی همه جانبه از این اقدام حق طلبانه و خداپسندانه، به عمّال رژیم هشدار می‌دهیم که هرگونه تعرض به برادران اعتصابی که فقط از حق قانونی خود برای پیشبرد اهداف نهضت اسلامی استفاده کرده‌اند، تعرض و تجاوزه به همۀ ملت ایران است.»[15]

نقطۀ عطف تظاهرات ضد رژیم مردم شهر ری در هجدهم دی 1357ش روی داد. در این راهپیمایی عظیم و باشکوه مردم مؤمن و مبارز این دیار از حرم حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)به سوی مرکز شهر حرکت کردند و شعارهای کوبنده‌ای سر دادند. در پیشاپیش تظاهرکنندگان روحانیان مبارزی، از جمله حجت الاسلام سید ابوالقاسم موسوی دیده می‌شدند. پس از عبور آنان از بازار و خیابان حرم، صفوف راهپیمایان هر لحظه فشرده‌تر و زیاد‌تر می‏شد و تعداد تظاهرکنندگان غیر قابل محاسبه بود، هنوز کم‏تر از نیمی از آنان در خیابان 24 متری زکریا و نیمی دیگر در خیابان حرم بودند که عوامل رژیم منحوس پهلوی به سوی آنان آتش گشودند و جمعی به شدت زخمی شدند. حجت الاسلام موسوی به همراه دیگر روحانیان شهر ری طی اعلامیه‌ای به مناسبت هفتم شهدای این قیام، حرکت رژیم را محکوم کردند. در فرازی از این اعلامیه آمده بود:

یک هفته پیش در شهر ری راهپیمایی مسالمت آمیز مردم متدین به همراهی روحانیون، مبدل به عزا شد و جوانان عزیز ما به خاک و خون کشیده شدند. برای بزرگداشت شهدای انقلاب اسلامی، به ویژه یابود شهدای شهر ری مجلس فاتحه‌ای روز دوشنبه 25 دی از ساعت 2 الی 5/4 در مسجد امیرمؤمنان(علیه السلام)واقع در خیابان 24 متری شهر ری منعقد است. شرکت برادران مسلمان موجب رضای خدا خواهد بود.[16]

در واپسین روزهای منجر به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، ساختمان مقبرۀ رضاشاه واقع در شهر ری، همانند دیگر مراکز متعلق به تشکیلات طاغوتی به تصرف نیروهای انقلابی درآمد. سید محمدجواد موسوی در این باره می‌گوید:

روزهای 21 و 22 بهمن بود که پادگانهایی مثل باغشاه و نیروی هوایی تصرف شدند؛ ولی هنوز همه جا سقوط نکرده بود. در شهر ری نیروهایی که در مقبرۀ رضاشاه مستقر بودند و تجهیزات خاصی هم داشتند و مقاومت هم می‌کردند و در درگیری‌های شدیدی که صورت گرفت، عده‌ای از مردم شهید شدند؛ ولی بالاخره مقبره تصرف شد. بعد از سقوط، عده‌ای به دنبال سوءاستفاده بودند؛ به آنجا هجوم بردند و در صدد سرقت اشیای قیمتی بودند. حجت الاسلام درچه‌ای و عده‌ای دیگر مانع غارت لوازم آنجا شدند و تمامی آنها را جمع کردند و مدتی در مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام) (تحت نظارت پدرم، سید ابوالقاسم موسوی) محافظت می‌گردید و بعداً تحویل بنیاد مستضعفان گردید.[17]

حجت الاسلام سید ابوالقاسم موسوی از روحانیونی است که در جریان تصرف و سپس تخریب این مقبره با حضور آیت الله خلخالی، نقش مهمی به عهده داشت. همچنین در شب دوم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آشفتگی‌ها و اتفاقاتی در آستانۀ حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) روی داد که روحانیان محل، امام خمینی(ره) را در جریان این رویدادها قرار دادند و ایشان آیت الله خزعلی را مأمور کردند به شهر ری برود و بعد از ملاقات با علمای شهر، هر کس را که صلاحیت دارد، از جانب امام به عنوان مسئول این بارگاه زیارتی تعیین کند. فردای آن روز مرحوم خزعلی در جلسه‌ای که با حضور حجج اسلام موسوی همدانی و زمانی در منزل حجت الاسلام درچه‌ای تشکیل گردیده بود، حضور یافت و بعد از مذاکراتی با این روحانیان، خاطرنشان ساخت من از طرف امام خمینی(ره) آمده‌ام تا هر کس صلاحیت دارد، او را به عنوان نمایندۀ رهبر انقلاب در آستانۀ مذکور انتخاب کنم و من از طرف امام حکم او را صادر نمایم. از سوی حجج اسلام موسوی همدانی و زمانی، پیشنهاداتی مطرح گردید، سپس حاضران به اتفاق تأیید کردند مسئولیت این مکان زیارتی به حجت الاسلام و المسلمین شیخ اسماعیل مرادی سپرده شود.[18]

کوششهای آموزشی و ارشادی

با وجود اینکه شهر ری، نظیر قم و مشهد، از کانونهای زیارتی ایران به شمار می‌آید و از ظرفیتهای مذهبی و فرهنگی مطلوبی برخوردار است؛ اما از نظر مراکز تربیت طلاب و مبلّغان با محدودیتهایی مواجه بود و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی تنها دو مدرسه برهان و آیت الله لاله زاری مشغول فعالیت بودند که در مجموع 120 نفر طلبه داشتند. با این وصف، حجت الاسلام سید ابوالقاسم موسوی با همکاری حجت الاسلام زمانی برای تأسیس مدارس جدید با امکانات لازم، تلاشهای گسترده‌ای به عمل آوردند و سرانجام موفق شدند جامعۀ علمیۀ امیرالمؤمنین(علیه السلام)(ویژۀ برادران) و مدرسۀ الزهراء(علیها السلام)(مختص خواهران) را که در سنوات اخیر مدرسه اول 250 نفر طلبه تمام وقت و دومین مدرسه قریب 300 نفر طلبۀ خواهر را تحت پوشش برنامه‌های آموزشی و تربیتی خود قرار دارد، تأسیس کنند. مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ حسنعلی کرباسی نیز در ادارۀ این دو کانون حوزوی با علمای فوق همکاری مداوم و مستمر داشت.

مراجع تقلید عظام: صافی گلپایگانی و بهجت فومنی اجازه داده بودند بخشهایی از وجوهاتی که حجج اسلام موسوی همدانی و زمانی دریافت می‌دارند، جهت اداره این حوزۀ علمیه که مورد توجه و نظر مرکز مدیریت حوزه و شورای مدرسین حوزۀ قم قرار گرفته بود، به مصرف برسانند که اسناد آن موجود است. حجت الاسلام موسوی در این دو مدرسه مباحث کلامی، اعتقادی و معارف قرآنی و روایی را تدریس می‌نمود. وی در تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی شهر ری نقش مؤثری داشت و در زمینه اعزام مبلّغ برای نواحی گوناگون این شهرستان و نیز دوره‌های آموزشی مبلّغین با حجت الاسلام زمانی، ریاست سازمان تبلیغات اسلامی شهر ری، همکاری داشت و در جلسات شورای عالی تبلیغات حضور می‌یافت.[19]

بیت پایداری و استقامت

حجت الاسلام و المسلمین موسوی با دختر یکی از فقهای همدان ازدواج کرد. این بانو مقداری از دروس حوزوی را نزد والد خود خوانده و با متون دینی و ادبی آشنا بود. بانوان محل برای فراگیری معارف قرآنی و دینی و یا مطرح کردن سؤالات شرعی خود به وی مراجعه می‌کردند. سید محمدحسین موسوی می‌گوید: پدرم از همان روزهای ورود به تهران و اقامت در شهر ری فعالیتهای سیاسی پنهانی را آغاز کرد. به یاد دارم در روزهای اول ما سعی می‌کردیم به نوعی خودمان را در پیشبرد اهداف مذهبی و انقلابی سهیم کنیم. در این میان، مادرمان چون تحصیلات حوزوی داشت و پرورش یافتۀ بیت فقاهت بود، در محلۀ آرد ایران جلسات تلاوت قرآن برگزار می‌کرد و می‌کوشید گرایش به ارزشهای اسلامی و اخلاقی را در میان زنان محل افزایش دهد و تقویت کند. با این فضای مذهبی و انقلابی که بر خانوادۀ ما حاکم بود، سعی می‌کردیم از این قافلۀ مبارزه عقب نمانیم.

سید محمدجواد موسوی نیز می‏گوید: موقعی که ما از دست ساواک متواری بودیم، گاهی به خانۀ دوستان می‌رفتیم و هر روز با منزل در تماس بودیم. از صحبتهای والده که بسیار حساب شده بود، متوجه می‌شدیم نیروهای امنیتی به خانۀ ما رفته‌اند یا خیر؟ با این وصف در مسائل مبارزاتی مادرم نقش حساسی را بر عهده داشت و در این مسیر خردمندانه عمل می‌کرد.[20]

فرزندان حجت الاسلام موسوی نیز همپای وی، برای پیروزی انقلاب پیش رفتند و اهالی شهر ری از آنان به عنوان افتخارآفرینان عرصه‌های مقاومت و خیزشهای اسلامی یاد کرده‌اند.

سید محمدحسن موسوی، فرزند ارشد این روحانی مبارز، از همان روزهای اول ورود به شهر ری، فعالیتهای سیاسی را آغاز کرد. هر بار که ساواکی‌ها برای دستگیری حجت الاسلام موسوی ناکام می‌ماندند، فرزندان و دامادهای وی را بازداشت می‌کردند. ایشان می‌گوید: برای فرار از دست نیروهای امنیتی، شش ماه متوالی متواری بودم تا اینکه خبردار شدم آنان به منظور دست یافتن به من، خانه‏ام را محاصره و در طول دو روز، حدود بیست نفر از دوستانمان را بازداشت کرده‌اند. پدرم برایم پیغام فرستاد که بیا خودت را معرفی کن تا این بندگان خدا آزاد شوند. من پذیرفتم، که تاوان آن، زندانی شدن و مدتی تحمل شکنجه‌های فرساینده بود. در طول این مدت، پدرم با تمام وجود می‌کوشید جای پسرانش را که در حبس بودند، پر کند.[21]

سید محمدجواد موسوی (متولد 1332ش) در سالهای جوانی از بیانات آیات محترم: شهید مطهری(ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله) در حسینیه ارشاد تهران بهره می‌گرفت. او در سالهای 1349ش در دانشگاه شیراز، رشته فنی مهندسی مشغول تحصیل گردید. وی با همکاری برخی دوستان اعلامیه‌های امام خمینی(ره) را تهیه، تکثیر و توزیع می‌نمود. در سال 1350ش فردی که در حال انتقال اعلامیه به شاهرود بود، دستگیر شد و زیر شکنجه گفته بود که آنها را از چه کسی گرفته است. همین موضوع باعث شد سید محمدجواد و چند نفر از دوستان مبارزش را دستگیر کنند. ساواک سید محمدجواد را به کمیته مشترک ضد خرابکاری انتقال داد و او را تحت شکنجه‌های سختی قرار دادند. در دادگاه اول به جرم نگهداری اسلحه به حبس ابد محکوم گردید. وی در زندان با شهید رجایی و مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمدرضا فاکر هم‏بند بود.

سید محمدجواد در 21 دی 1357ش از زندان رژیم پهلوی آزاد شد و بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در تأسیس و راه اندازی کمیتۀ انقلاب اسلامی و سپاه شهر ری نقش اساسی داشت. در دفاع مقدس با همکاری عده‌ای از دوستان همرزم خویش واحد تبلیغات جبهه و جنگ را در ستاد مشترک سپاه راه اندازی کرد و در سال 1362ش واحد خاطرات را در سپاه ایجاد نمود. همچنین وی در تأسیس حوزۀ علمیه شهر ری با والد خود و پدر همسرش، حجت الاسلام زمانی نجف آبادی همکاری‌های ارزنده‌ای داشت.[22]

به سوی سرای جاوید

سرانجام این روحانی وارسته و مبارز، امام جماعت مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام)شهر ری، نماینده ولی فقیه در جهاد سازندگی، حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالقاسم موسوی در سن 81 سالگی، در چهاردهم تیرماه 1394ش/ 21 رمضان 1436ق مصادف با لیالی قدر و سالروز شهادت جدش امیرالمؤمنین(علیه السلام)به سرای باقی شتافت.

پیکرش در شانزدهم تیرماه بر دوش مردم روزه دار و ولایت مدار شهر ری و با حضور علما، روحانیون و اقشار گوناگون، از مقابل مسجد ابراهیم خلیل(علیه السلام) تشییع و بعد از اقامه نماز میت توسط آیت الله سید هاشم حمیدی، از علمای همدان، با توصیۀ آیت الله ری شهری که از محضر آن مرحوم بهره برده بود، در باغ طوطی، مجاور حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) دفن گردید.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. دائرۀ المعارف شجرۀ آل رسول(علیهم السلام)، سید علی موسوی نژاد سوق، نشر کوفه، قم، چاپ اول، 1387ش، ج7، ص279؛ ملایر شناسی، حاج محمد ملایری، نشر فردوس، تهران، چاپ دوم، 1386ش، ص17.

[2]. انقلاب اسلامی در شهر ری، حسین کاوشی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، 1391ش، ج2، ص183.

[3]. همان، ص183؛ شهید مفتح تکبر وحدت، غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول، 1378ش، صص36 ـ 37.

[4]. آئینه داران حقیقت، تهیه و تدوین تحریریه مجله حوزه، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، 1383ش، ج1، صص428 ـ 430؛ گلشن ابرار، گروهی از نویسندگان، ج6، نور السجاد، قم، صص451 ـ 452؛ زندگینامه آیت الله نوری همدانی، تهیه و تنظیم: مهدی غلامی، نشر مؤلف، قم، چاپ اول، بی‌تا، صص112 ـ 114.

[5]. انقلاب اسلامی در شهر ری، ج2، ص279.

[6]. تحولات سیاسی و اجتماعی در دوران پهلوی، علیرضا امینی، صدای معاصر، تهران، چاپ اول، 1381ش، صص260 ـ 261؛ 25 سال حاکمیت آمریکا در ایران، جواد منصوری، نشر مؤلف، تهران، 1375ش، صص113 ـ 115؛ تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جواد منصوری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، 1348ش، ج2، صص30 ـ 31.

[7]. انقلاب اسلامی در شهر ری، ج2، ص183.

[8]. همان، برگرفته از مصاحبه با آقایان سید محمدجواد موسوی و علی شریفی.

[9]. انقلاب اسلامی در شهر ری، ج2، صص173 ـ 174.

[10]. مأخوذ از مصاحبۀ مرکز اسناد انقلاب اسلامی با سید محمدجواد موسوی در تاریخ 9/10/1387.

[11]. اظهارات علی شریفی در برنامۀ نمادی از تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در شهر ری، بهمن 1393.

[12]. شرح اسم (زندگی نامه حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای(حفظه الله))، هدایت الله بهبودی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تهران، 1391ش، ص90.

[13]. راز توفان (یادنامه آیت الله سید مصطفی خمینی(ره))، واحد پژوهشهای تاریخی بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، چاپ بنیاد انقلاب اسلامی و نشر ذره، تهران، چاپ اول، 1376ش، ص203.

[14]. انقلاب اسلامی در شهر ری، اسناد شخصی حجت الاسلام سید محمدتقی موسوی درچه‌ای، ج2، ص28.

[15]. اسناد انقلاب اسلامی، ج4، ص499.

[16]. همان، ج3، ص535.

[17]. انقلاب اسلامی در شهر ری، مصاحبه با سید محمدجواد موسوی، ج2، صص145 ـ 146.

[18]. همان، برگرفته از خاطرات حجج اسلام رمضانعلی زمانی نجف آبادی (در 7/10/1387) و اسماعیل مرادی (در 21/11/1387)، ج2، صص147 ـ 148.

[19]. همان، صص154 ـ 157.

[20]. دیدار با نمادی از تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در شهر ری، 20/11/1393.

[21]. انقلاب اسلامی در شهر ری، ج1، صص395، 399، 487 و 496؛ دائرۀ المعارف شجرۀ آل رسول(صلی الله علیه و آله)، ج7، ص279، مصاحبه با سید محمدحسن موسوی.

[22]. همان، دیدار با نمادی از تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در شهر ری، ج2، صص187 ـ 188.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 217.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٤ مهر ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٣٢٠٨ / تعداد بازدید : 69/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج