سه شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


امام حسین(علیه السلام)؛ آینۀ تمام نمای عبودیت -2

امام حسین(علیه السلام) آینه تمام نمای عبودیت

امام حسین (علیه السلام) هزینه کردن مال و جان و تمام سرمایه دنیایی خود که مولایش در اختیار او قرار داده، بهترین استفاده را کرد و آن را در بهترین جایی که مولایش می‌خواهد، مصرف نمود و آن، برطرف کردن غم و اندوه از چهره بندگان خداست که از مصادیق عبودیت است.

امام حسین(علیه السلام) آینه تمام نمای عبودیت

در این قسمت به نمونه‌هایی از مصادیق عبادت‌های امام حسین (علیه السلام) اشاره می‌کنیم:

خوف و خشیت امام حسين (علیه السلام)

یکی از صفات برجسته امام حسين (علیه السلام) شدت خوف از خدا به خاطر درک عظمت او بود، به گونه‌ای که هنگام وضو ساختن برای عبادت، رنگ چهره‌اش دگرگون می‌گشت و اعضا و اندام‌هایش به لرزه می‌افتاد. برخی از سر شگفتی می‌پرسیدند: «مَا أَعْظَمَ خَوْفَکَ مِنْ رَبِّکَ» می‌فرمود: «لَا یَأْمَنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا مَنْ خَافَ اللَّهَ فِی الدُّنْیَا؛[1]در روز قیامت تنها کسانی امنیت خواهند داشت که در دنیا از پروردگار خویش خوف داشته باشند.»

در «جامع الاخبار» نقل شده است: «وَ کَانَ حُسَیْنُ بْنِ عَلِیٍ إِذَا تَوَضَّأَ تَغَیَّرَ لَوْنُهُ وَ ارْتَعَدَتْ مَفَاصِلُهُ فَقِیلَ لَهُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ حَقٌ لِمَنْ وَقَفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ أَنْ یَصْفَرَّ لَوْنُهُ وَ یَرْتَعِدَ مَفَاصِلُه؛[2]امام حسين (علیه السلام) هنگام وضو گرفتن رنگش پریده و پاهایش می‌لرزید. علت این کار را پرسیدند، فرمود: سزاوار است برای کسی که در مقابل خدای با جبروت ایستاده، رنگش زرد شود و پاهایش بلرزد.»

حقیقت عبودیت

«عنوان بصری» از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد: «مَا حَقِیقَةُ الْعُبُودِیَّةِ؛ حقیقت عبودیت و بندگی چیست؟» حضرت فرمودند: «ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَأَنْ لَا یَرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ؛ سه چیز است: اول اینکه بنده در آنچه خدا بر او منّت گذاشته و بخشیده است، برای خود مالکیّتی نبیند، بدان جهت که بندگان را ملکی نیست، مال را مال خدا می‌دانند، و آن را در جایی که خدا فرموده است، قرار می‌دهند.»

در فراز اول این روایت به موارد زیر اشاره شده است:

الف) جوهره عبودیت، اعتقاد به مالکیت علی الاطلاق خداوند است؛

ب) رابطه بین انسان و خداوند، رابطه عبد و مولا است.

انسان‌ها از خود هیچ مالکیتی ندارند، همان‌طور که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی الْمَالُ مَالِی وَ الْفُقَرَاءُ عِیَالِی وَ الْأَغْنِیَاءُ وُکَلَائِی فَمَنْ بَخِلَ بِمَالِی عَلَی عِیَالِی أُدْخِلُهُ النَّارَ وَ لَا أُبَالِی؛[3]به درستی که خدای تعالی در مال‌های اغنیا قوت فقیران را  واجب کرده است و فرموده که اموال شما مال من است و ثروتمندان وکیلان و فقیران عیالان من هستند، پس هر کس نسبت به مال من برای عیالانم بخل کند، او را داخل آتش می‌کنم و باکی ندارم.»

امام حسین (علیه السلام) هزینه کردن مال و جان و تمام سرمایه دنیایی خود که مولایش در اختیار او قرار داده، بهترین استفاده را کرد و آن را در بهترین جایی که مولایش می‌خواهد، مصرف نمود و آن، برطرف کردن غم و اندوه از چهره بندگان خداست که از مصادیق عبودیت است، چنان‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الْخَلْقُ عِیَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَی اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً؛[4]خلق، عیال و خانواده خدایند و دوست‌داشتنی‌ترین خلق به درگاه خدا کسی است که به عیال خدا سود رساند و خانواده‌ای را شاد کند.»

چون خداوند به چیزی نیاز ندارد. به همین دلیل بنده‌ای که مال، جان و وقتش را برای بندگان خدا - که عیال خدا هستند - مصرف کند، در بهترین راه مصرف کرده است و خداوند چنین بنده‌ای را دوست دارد.

امام حسین (علیه السلام) حاضر شد همه چیز خود را برای بندگان خدا صرف کند، لذا می‌فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْکُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ إِلَی غَیْرِکُم؛[5]همانا حوایج مردم از نعمت‌های خداوند بر شماست. بنابراین، از نعمت‌های الهی خسته نشوید؛ وگرنه خداوند آن را از شما (سلب نموده) به سوی دیگران بر می‌گرداند.»

حل مشکلات بندگان خدا بزرگ‌ترین نعمت و بلکه بالاترین افتخار و منصب است که خدای متعال به هر کسی نمی‌دهد، پس اگر تو را لایق دانست و چنین منصبی را به تو اعطا کرد، هیچ‌وقت از آن خسته و ناراحت نباش که اگر چنین کنی، خداوند این منصب را به دیگری خواهد داد و تو از آن محروم خواهی شد.

خیرخواهی؛ از مصادیق عبودیت

وقتی سخن از عبودیت به میان می‌آید، ذهن به طرف نماز و دعا می‌رود؛ اما باید توجه داشت که اینها هر کدام مصداقی از عبودیت هستند و هر یک در جای خود جزیی از بندگی خدای متعال می‌باشند. عبودیت؛ یعنی در هر حال و هر جا که خداوند وظیفه‌ای بر عهده بنده‌اش قرار داده، انجام دهد؛ وقت نماز، باید نمازش را بخواند و هنگامی‌که نیازمندی دست نیاز به سوی او دراز کرد، دریغ نکند. در اینجا نمونه‌ای از روش کمک کردن امام حسین (علیه السلام) به بندگان خدا را یادآور می‌شویم: 

عرب بادیه‌نشینی خدمت امام حسين (علیه السلام) رسید و عرض کرد: یا بن رسول الله! دیه کاملی را بر ذمه گرفته‌ام و از پرداخت آن عاجزم. پیش خود گفتم: از کریم‌ترین مردم آن را می‌طلبم. اینک کسی را کریم‌تر از اهل‌بیت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سراغ ندارم. امام حسين (علیه السلام) فرمود: من سه سؤال از تو می‌کنم. اگر یکی از آنها را جواب دهی، ثلث مال را می‌دهم و اگر دو سؤال را جواب دهی، دو ثلث آن را به تو می‌دهم و اگر هر سه را جواب دهی، تمام آن را به تو می‌دهم.

مرد اعرابی عرض کرد: یابن رسول اللّه! آیا شخصیتی مانند شما، با آن همه علم و شرافت، از فردی مانند من سؤال می‌کند؟ فرمود: بلی، از جدم، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود:«الْمَعْرُوفُ به‌قدر الْمَعْرِفَة؛ احسان به هر کس به اندازه معرفت اوست.» اعرابى عرض کرد: سؤال کنید. اگر بدانم، جواب می‌دهم و اگر ندانم، از شما یاد می‌گیرم. امام فرمود: افضل اعمال کدام است؟ گفت: ایمان به خدا. فرمود: وسیله نجات از مهالک چیست؟ گفت: اعتماد به خدا. فرمود: زینت انسان به چیست؟ گفت: علمی که با صبر همراه باشد. فرمود: اگر این نباشد، چه؟ گفت: مالی که با انصاف و مروت همراه باشد. فرمود: اگر این هم نباشد، چه؟ گفت: فقری که با آن صبر باشد. فرمود: اگر این هم نباشد، چه؟ عرض کرد: در این صورت باید صاعقه‌ای از آسمان نازل شود و او را بسوزاند. امام خندید و هزار دینار به او عطا کرد. انگشترش را نیز که دویست درهم ارزش داشت، به وی داد و فرمود: با این پول، قرضت را ادا کرده، انگشتر را بفروش و در راه زندگی مصرف کن. اعرابی آنها را گرفت و عرض کرد: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ»[6]؛«خدا داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد.»

«شعیب بن عبدالرحمن» می‌گوید: بعد از اینکه امام حسين (علیه السلام) کشته شد، اثری را بر دوش مبارکش دیدند. از امام سجاد (علیه السلام) پرسیدند: این اثر چیست؟ فرمود: پدرم عادت داشت انبان غذا را بر دوش می‌گرفت و به منازل بیوه زنان و یتیمان و فقیران می‌برد.[7]

پذیرش مدیریت خداوند

امام صادق (علیه السلام) در دومین فراز از سخن خود به «عنوان بصری» فرمودند: «وَ لَا یُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً؛ بنده حقیقی، بنده‌ای است که در مقابل تدبیر مولا تدبیری نیندیشد.»؛ این یعنی پذیرش مدیریت خداوند. هم چنان‌که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: «تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِیرِ حَتَّی یَکُونَ الْحَتْفُ فِی التَّدْبِیر؛[8]کارها چنان رام تقدیر است که گاه مرگ در تدبیر است.»؛ یعنی گاهی مرگ و تباهی، به واسطهٔ این حاصل می‌شود که انسان به تدبیر و چاره‌اندیشی خود تکیه و اطمینان کرده و نقش خداوند در جاری شدن امور و کارها را فراموش می‌کند.

«عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ (علیهم السلام) قَالَ: قِیلَ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام): کَیْفَ أَصْبَحْتَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قَالَ: أَصْبَحْتُ وَ لِیَ رَبٌّ فَوْقِی وَ النَّارُ أَمَامِی وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُنِی وَ الْحِسَابُ مُحْدِقٌ بِی وَ أَنَا مُرْتَهَنٌ به عملی لَا أَجِدُ مَا أُحِبُّ وَ لَا أَدْفَعُ مَا أَکْرَهُ وَ الْأُمُورُ بِیَدِ غَیْرِی فَإِنْ شَاءَ عَذَّبَنِی وَ إِنْ شَاءَ عَفَا عَنِّی فَأَیُّ فَقِیرٍ أَفْقَرُ مِنِّی؛[9]حضرت صادق (علیه السلام) از قول پدرانش فرمود: به امام حسين (علیه السلام) گفته شد: ای فرزند رسول خدا! حال شما چگونه است؟ فرمود: صبح کردم، در حالی که خداوندی بالای سر خود دارم و آتشی در جلو و مرگی که مرا به طرف خود می‌خواند. نیکی‌ها مرا فرا گرفته و من مرهون اعمال خود هستم. آنچه را دوست دارم، نمی‌توانم به دست آورم، و آنچه را که مکروه دارم، قدرت ندارم از خود دفع کنم. کارها دست دیگری است؛ اگر بخواهد، عذاب می‌کند و اگر بخواهد، عفو می‌نماید، پس با این حال، چه کسی از من فقیرتر است؟»

امام حسین(علیه السلام) و رضایت از قضای الهی

وقتی امام حسین (علیه السلام) از مکه خارج شد، با فرزدق شاعر روبرو شدند. بعد از صحبت‌های مقدماتی، حضرت فرمود: گویی تو از عراق به حجاز وارد می‌شوی. به من بگو که مردم آن سامان را در چه شرایط و با چه اندیشه‌ای پشت سر نهادی و آمدی؟ گفت: «قُلُوبُهُمْ مَعَکَ وَ اسْیافُهُمْ عَلَیْکَ وَ الْقَضاءُ یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَاللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ؛ واقعیت این است که دلهای مردم آن سامان با شماست؛ اما شمشیرهایشان بر ضدّ شما. قضا و قدر از آسمان فرود می‌آید و آنچه خدای دانا و توانا بخواهد، همان خواهد شد.»

حضرت فرمود: «صَدَقْتَ لِلَّهِ الْأَمْرُ وَ کُلَّ یَوْمٍ رَبُّنَا هُوَ فِی شَأْنٍ إِنْ نَزَلَ الْقَضَاءُ بِمَا نُحِبُّ فَنَحْمَدُ اللَّهَ عَلَی نَعْمَائِهِ وَ هُوَ الْمُسْتَعَانُ عَلَی أَدَاءِ الشُّکْرِ وَ إِنْ حَالَ الْقَضَاءُ دُونَ الرَّجَاءِ فَلَمْ یَبْعُدْ مَنْ کَانَ الْحَقُّ نِیَّتَهُ وَ التَّقْوَی سَرِیرَتَهُ؛[10]«راست گفتی. کار در دست خداست. هر آنچه او بخواهد و مصلحت بداند، انجام می‌دهد و هر روز تدبیر و فرمان تازه‌ای دارد. بنابراین، اگر قضا و قدر آن‌گونه که ما دوست داریم و در اندیشه آن هستیم، فرود آمد، خدای فرزانه را بر نعمت‌هایش سپاس می‌گذاریم و او یاری‌دهنده و یاری‌رسان بر ادای سپاس و حق‌شناسی است؛ اما اگر قضا و قدر هماهنگ با خواسته ما نبود و مصلحت چیز دیگری بود، باز هم آن کسی که نیّت و هدفش حق باشد و درون و برون زندگی‌اش به پروای خدا و ارزش‌های انسانی آراسته باشد، از شاهراه حق و فضیلت به بی‌راهه نرفته است.»

نکته قابل توجه این است که امام حسین(علیه السلام) تدبیر پروردگار را با رضایت کامل می‌پذیرد و بر آن، توفیق سپاسگزاری از پروردگار را مسئلت می‌نماید.

شیرازه کلام آخرین انسان‌ها بسیار اهمیت دارد. در اینجا شیرازه کلام امام حسین (علیه السلام) همان پذیرش ولایت و تدبیر خداست، لذا در آن لحظات آخر عرض کرد: «صَبْراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ لا إِلهَ سِواکَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ؛[11]ای پروردگار! در مقابل قضا و قدرت شکیبایم که جز تو خدایی نیست، ای فریادرس دادخواهان!»

امام صادق (علیه السلام) در ادامه فرمودند: «وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ؛ تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند.» پذیرش تکالیف، اعم از انجام واجبات و ترک محرمات، وظیفه هر عبدی در مقابل مولایش می‌باشد.

به عنوان نمونه به داستان «ابراهیم ادهم» و عبدش در بحث تکلیف محور بودن بنده نسبت به مولایش اشاره می‌کنیم:

روزی ابراهیم ادهم غلامی را از بازار خرید. وقتی او را به منزل آورد، از او پرسید: نامت چیست؟ گفت: هرچه تو بنامی. پرسید: چه می‌خوری؟ گفت: هرچه تو بدهی. پرسید: چه چیزمی‌پوشی؟ گفت: هرچه بدهی. پرسید: چه کاری انجام می‌دهی؟ گفت: هرچه فرمان بدهی. پرسید:چه می‌خواهی؟ گفت: بنده را با خواست خود چه کار؟ وقتی ابراهیم ادهم این را سخنان را از یک غلام شنید، با خود گفت: ای مسکین! تودرهمه عمر خود خدا را این چنین بندگی کرده‌ای؟بندگی را دوباره باید از او آموخت. آن‌قدر گریه کرد که بی‌هوش شد.[12]

انسان پایبند به تکالیف، نه تنها به آنچه که مکلف شده است، متعهد می‌شود؛ بلکه از فرصت‌های بهره می‌گیرد تا در راه رسیدن به شاهراه‌های عبودیت به مرحله رقابت و سبقت برسد، همان‌طور که امام حسین (علیه السلام) می‌فرمایند: «اَیُّهَا النّاسُ نافِسوا فِی المَکارِمِ وَ سارِعوا فِی المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا؛[13]ای مردم! در خوبی‌ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‌ها بشتابید و کار نیکی را که در انجامش شتاب نکرده‌اید، به حساب نیاورید.»

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مناقب آل ابی‏طالب(علیهم السلام)، ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1405ق، ج 4، ص 69.

[2]. جامع ‏الأخبار، محمد بن محمد شعيري، الاعلمي، بيروت، 1406ق، ص 76.

[3]. همان، ص 80.

[4]. بحار الأنوار، ج 71، ص 339.

[5]. همان، ج 75، ص 121.

[6]. همان، ج 44، ص 196.

[7]. مناقب آل أبي‏طالب(علیهم السلام)، ج 4، ص 66: «شُعَيْبٍ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْخُزَاعِيِّ قَالَ‏ وُجِدَ عَلَى ظَهَرَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ يَوْمَ الْطُفْ أَثَرِ فَسَأَلُوا زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ هَذَا مِمَّا كَانَ يَنْقُلُ الْجِرَابَ عَلَى ظَهْرِهِ إِلَى مَنَازِلَ الْأَرَامِلِ وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِين‏.»

[8]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص 471.

[9]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1413ق، ج 4، ص 404.

[10]. الارشاد، محمد بن محمد نعمان شیخ مفید، مؤسسة آل‌البیت(علیهم السلام)، قم، 1416ق، ج 2، ص 67.

[11]. مقتل الحسین(علیه السلام)، سید عبدالرزاق مقرّم، منشورات دار الثقافة و النشر، قم، چاپ دوم، 1380ش، صص 282- 283.

[12]. تذکرة الاولیاء، عطار نیشابوری، زوار، تهران، 1393ش، ص 89.

[13]. بحار الأنوار، ج 75، ص 121.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 220.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٢ آبان ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٣٥١١ / تعداد بازدید : 116/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج