سه شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


معناشناسی واژه‌های قرآنی؛ با روش تفسير قرآن به قرآن (1) -1

اصل در واژگان قرآن

از نکات مهم در ترجمه و تفسیر قرآن کریم این است که آیا مفردات و واژگان آیات مطابق همان معنای لغوی‌شان باید ترجمه و تفسیر شوند؟ یا در قرآن برای واژه‏ها معنا و خصوصیات ویژه‏ای لحاظ شده که برای کشف آنها نیاز است دیگر استعمالات آن واژه در سایر آیات را ملاحظه نمود؟

معناشناسی واژه‌های قرآنی؛ با روش تفسیر قرآن به قرآن (1)؛ «واژه سکینه»

محمدحسین شاهم آبادی

مقدمه

از نکات مهم در ترجمه و تفسیر قرآن کریم این است که آیا مفردات و واژگان آیات مطابق همان معنای لغوی‌شان باید ترجمه و تفسیر شوند؟ یا در قرآن برای واژه‌ها معنا و خصوصیات ویژه‌ای لحاظ شده که برای کشف آنها نیاز است دیگر استعمالات آن واژه در سایر آیات را ملاحظه نمود؟

علامه طباطبایی (ره) در مقدمه «تفسیر المیزان» با التفات به اینکه کلمات، جملات و آیات قرآن، کلامی عربی، آن هم عربی آشکار است؛ [آن چنان که در فهم آن هیچ عرب و غیر عربی که عارف به لغت و اسالیب کلام عربی است، توقف نمی‌کند] منشأ اختلاف در معانی قرآن را معنای کلمات قرآن نمی‌داند؛ بلکه در فهم مصداق و مراد قرآن می‌داند و اینکه هر مذهب و مسلکی کلمات و جملات قرآن را به مصداقی حمل کرده‌اند که آن دیگری قبول ندارد. این از مدلول تصوری و تصدیقی کلمه، چیزی فهمیده و آن دیگری چیزی دیگر.[1]

مرحوم علامه (ره) بهترین راه برای فهم مصادیق کلمات و مراد آیات و همچنین کنار زدن این اختلافات را، کمک گرفتن از آیات دیگر می‌داند و روش تفسیر قرآن به قرآن را بهترین روش تفسیری می‌داند و در این زمینه می‌نویسد: «این روشی است که می‌توان آن را تفسیر خواند. خود قرآن آن را می‌پسندد؛ چون قرآن خود را «تبیان کلّ شی‌ء» می‌داند. آن وقت چطور ممکن است که بیان خودش نباشد؟ قرآن خود را هدایت مردم و بیِّناتی از هدی و جداسازنده حق از باطل معرفی نموده، می‌فرماید: «هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ»[2]آن وقت چطور ممکن است هدایت، بیّنه، فرقان و نور مردم در تمامی حوایج زندگی‌شان باشد؛ ولی در ضروری‌ترین حاجتشان که فهم خود قرآن است، نه هدایت باشد و نه تبیان و نه فرمان و نه نور؟»[3]

همان طور که برای فهم معنا و مراد آیات قرآن باید آیات دیگر را مورد توجه قرار داد، برای فهم دقیق واژگان قرآن کریم لازم است یک واژه با توجه به معنای لغوی آن، در دیگر آیات نیز مورد بررسی قرار گیرد تا معنای دقیق و مراد اصلی خداوند از آن واژه فهمیده شود.

در این مقاله سعی شده این موضوع را به صورت تطبیقی در واژه سکینه و طبق مبنای تفسیری علامه طباطبایی (ره) یعنی تفسیر قرآن به قرآن مورد بررسی قرار گیرد.

اصل در واژگان قرآن

قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است: «قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَج»[4]؛ «قرآن فصیح و خالی از هرگونه کجی و نادرستی است.»، پس اصل اولیه در واژگانی که مورد استفاده قرار داده، این است که مطابق با همان معنای لغوی عصر نزول باشند؛ اما با این وجود نمی‌شود در ترجمه و فهم دقیق آیات فقط به معانی لغوی الفاظ و واژگان اکتفا کرد؛ بلکه باید دید علاوه بر آن معنای لغوی، خداوند در قرآن چه خصوصیات و آثار دیگری برای آن واژه مطرح کرده است تا معنای مقصود قرآن از آن واژه مشخص شود.

این روش در فهم واژگان قرآن، همان روش علامه طباطبایی (ره) در تفسیر، قرآن به قرآن است. اگر این شیوه در فهم واژگان قرآن کریم مورد استفاده قرار گیرد، تحولی بزرگ در فهم واژگان آن پدید می‌آید. طبق این روش، در بعضی موارد واژگان معنای مخصوصی را دارا می‌شوند که البته ارتباط و عُلقه‌شان را با معنای لغوی از دست نمی‌دهند. پس این احتمال وجود دارد که الفاظ قرآن معانی خاصی نزد خداوند داشته باشند که آن معنا را قصد کرده باشد. در نتیجه به صرف دانستن معنای لغوی واژگان قرآن کریم، نمی‌شود ترجمه دقیقی از قرآن ارائه داد؛ بلکه باید با توجه به معنای لغوی، دیگر استعمالات آن لفظ در قرآن نیز مورد ملاحظه قرار گیرد، تا مراد اصلی خداوند از آن واژه فهمیده شود.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبایی، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1374ش، ج 1، ص 14.

[2]. بقره/ 185.

[3]. ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص 18.

[4]. زمر/ 28.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 220.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٣ آبان ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٣٥٩٩ / تعداد بازدید : 74/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج