پنج شنبه ٢٢ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


قواعد نویسندگی متن مجازی -3

نبایدها در نویسندگی متن مجازی

به طور کلی، جهت اثربخشی بیش‌تر متون، قواعدی در قالب بایدها و نبایدها تبیین شده است. در ادامه سعی شده به اهمّ نبایدها در نویسندگی متن مجازی اشاره شود.

نبایدها در نویسندگی متن مجازی

«نبایدهای» نویسندگی متن مجازی عبارتند از:

1. افراط در نمادگرایی

در نویسندگی دینی، نمادگرایی، معادل سطح و پوسته دین است و جزیی از نخستین مراحل تبلیغ به شمار می‌آید.[1] نویسنده با استفاده از نمادهای نوشتاری دینی و به کارگیری ادبیاتی مخصوص، اعلام می‌دارد که نوشته او یک نوشته دینی و به جهت حل یک مسئله و یا اطلاع رسانی در این زمینه است.

از جمله مواردی که با لوای نمادگرایی در تبلیغ دینی کاربرد دارند، می‌توان به مواردی همچون نام‌گذاری افراد و مکانها، اماکن مذهبی (مساجد و قبور بزرگان دین)، لباس و ظاهر، تکیه کلامها، تسبیح و... (متناسب با متن در حال نگارش) اشاره کرد؛ اما به طور کلی در هر متن دینی و به خصوص متنهای مجازی نوشته شده توسط مبلّغین اینترنتی، ممکن است در این زمینه آسیبی وجود داشته باشد که متن مورد نظر و به طور کل، فعّالیت فرد مبلّغ در فضای مجازی را متأثر از خود کند و آن، «افراط در نمادگرایی» است که چنانچه کنترل نشود، به ضد تبلیغ تبدیل می‌شود.

«تأکید و اصرار مبلّغ بر نمادگرایی مفرط در مسئله تبلیغ، سبب می‌شود هویت مخاطب زیر سؤال رود و حقّ طبیعی انتخاب از او گرفته شود. این به نوبه خود سبب مخالفت مخاطب با امر دینی مورد تبلیغ و ابتر ماندن رسالت تبلیغی مبلّغ می‌شود»[2]

2. زرد نویسی

همه بار محتوایی پیام و سمت و سوی آن را نباید بر پایه توقّعات و گرایشهای خواننده برگزید. این امر که به «مخاطب‌سالاری» معروف است، مخالف اصول اولیه روانشناسی است که اقتضا می‌کند خواننده متن را نه موافق کامل و نه مخالف مغرض فرض کنیم.

مخاطب‌سالاران آنچنان می‌نویسند که گویی جز پسند و ارضای تمنّیات مخاطب، دغدغه و رسالتی ندارند. این گروه برای جلب مشتری هر کاری می‌کنند و هر کتابی می‌نویسند. آنان معمولاً خطر نمی‌کنند و در وادی‌هایی قدم و قلم نمی‌زنند که بازگشت هزینه را تضمین نمی‌کند. کتاب‌هایی با موضوعات عامه‌پسند و سرشار از جذابیتهای بی‌محتوا، دست پخت این گروه است. در عالم نشر، به کسانی که فقط دغدغه مشتری دارند «زردنویس» می‌گویند؛ یعنی تولید آثاری که باب میل و اشتهای خوانندگان بی‌هدف است، بدون آن که برای رشد آنان سودی داشته باشد.[3]

به جهت ماهیت فضای مجازی، زردنویسی در متون مجازی بیش از حیطه نشر به چشم می‌خورد. به عبارتی، از زمانی که تعداد بازدید و لایک بالا، به عنوان یک ارزش شناخته شد، رواج مطالب زرد و مخاطب سالاری به اوج خود رسید و به همان میزان، مفیدنویسی و اثرگذاری حقیقی بر خوانندگان نیز کمرنگ شد.

3. تکرار

دوباره گویی‌های غیر ضروری، از متانت و تأثیرگذاری متن می‌کاهد. این نوع تکرارها به دو گونه است:

الف) گاهی نویسنده متن حرف خود را تکرار می‌کند؛

ب) گاهی نیز حرفی را که دیگران بارها و بارها گفته و نوشته‌اند، بدون هیچ تغییر معنادار یا استفاده خاصی بازگو می‌کند.[4]

هر دو گونه این دوباره‌گویی‌ها، مخلّ جذابیت متن بوده، تأثیر آن را از بین می‌برد و متأسفانه باید گفت که این مکرر گویی‌ها، به نوعی روال کار نویسندگی شده است و به خصوص در فضای مجازی که از سویی در آن نظارتها کم‌تر است، گاهی در جستجوی موضوعی خاص، این تکرارهای صرف و بدون استفاده خاص، به وضوح به چشم می‌آید، در حالی که نویسنده و یا کپی کننده آن مطلب، هرگز به این نیندیشیده است که متاع او چقدر تازگی و فایده واقعی دارد، حتی گاهی در شیوه ارائه نیز نوآوری دیده نمی‌شود؛ یعنی هم در فرم و هم محتوا، مکرراتی تکرار شده است.

4. خطاهای نوشتاری

هر کدام از عرصه‌های مختلف در فضای مجازی، همچون سایتها، وبلاگ‌ها یا شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر وب یا تلفن همراه، رسانه‌هایی هستند که «متن» در آنها جایگاه ویژه‌ای دارد. در رسانه‌های دیداری - شنیداری پیام از طریق صوت و تصویر دریافت می‌شود؛ اما غالباً در فضای مجازی، این رسالت بر عهده متن گذاشته شده است. خطاهای نوشتاری در این گونه رسانه‌ها، به منزله پارازیت است که مخاطب را در زمینه دریافت پیام با مشکل مواجه می‌کند و حتی ممکن است گاهی به سبب آن، از خیر پیام گذشته و به صفحه دیگری مراجعه نماید. بنابراین، پرهیز از خطاهای نوشتاری که به دو دسته غلطهای املایی و انشایی تقسیم می‌شود، لازم و ضروری است.

5. غلط‌های املایی

غلط‌های املایی برای نویسنده و اثر او پیامدهای ناگواری دارد. اگر نویسنده‌ای در متن خود چند غلط املایی داشته باشد، این به تعامل خواننده با متن، اختلال زیادی ایجاد نمی‌کند؛ ولی به شدت خواننده را به نویسنده بدگمان می‌سازد؛ زیرا اطمینان و طیب نفس را از او می‌گیرد و پیوسته او را با این پرسش درونی درگیر می‌کند که: «چگونه به آرای علمی کسی اعتماد کنم که این همه غلط املایی دارد؟»[5]

نویسنده متن مجازی می‌تواند ضمن انس با آثار بزرگان ادب فارسی یا مراجعه به فرهنگهای لغت، از این گونه خطاهای نوشتاری در امان بوده، با خلق متنی بدون اشتباه نوشتاری، با مخاطب خود ارتباط مؤثری برقرار کند.

6. غلط‌های انشایی

در زمینه نویسندگی قاعده کلی این است که: «هرگاه کلمه یا عبارتی را به گونه‌ای به کار بریم که با یکی از قواعد دستوری یا سنّتهای کهن نوشتاری یا طبیعت زبان فارسی یا معنای درست آن، سازگاری نداشته باشد، دچار غلط انشایی شده‌ایم.»؛[6] اما چنان که در موارد دیگر نیز گفته شد، در متن مجازی، اهمیت این موضوع دو چندان می‌شود؛ زیرا پررنگ بودن نظریه استفاده و خشنودی در مباحث فضای مجازی و حضور رقبای قابل دسترسی راحت، این امکان را به مخاطب می‌دهد که به محض مواجهه با این گونه پارازیتها، صفحه مورد نظر را بسته و صفحه دیگری را بگشاید و در نتیجه، آن متن با اقبال خوبی روبرو نشده، بازخورد مناسبی از آن گرفته نشود.

گاهی خطاهای انشایی در ساختمان واژه است، گاهی در ساختمان جمله یا ترکیب و گاهی در تطابق لفظ با معنا. ذیل این عنوان، موارد متعددی را می‌توان برشمرد که بیان همه آنها از حوصله این بحث خارج بوده، تنها به عناوین آن اشاره می‌شود:

1. بیگانه گرایی؛

2. گرته برداری؛

3. ریختن کلمات فارسی در وزنها یا قالبهای بیگانه؛

4. ندیدن بار مثبت یا منفی کلمه؛

5. خطاهای دستوری و لغزشهای کاربردی؛

6. کاربردهای بی‌معنا و نابجای کلمات؛

7. حشو قبیح.[7]

نتیجه

با ظهور دنیای دیجیتال، «متن» نیز وضعیتی کاملاً متفاوت به خود گرفته و هر چند در ظاهر به صورت نوشته است؛ اما در باطن به شکل کدهای صفر و یک، با شاخصه‌های منحصر به فرد خود، به عنوان یکی از ارکان اصلی دنیای مجازی، بازتابی از دنیای واقعی را به ما عرضه می‌کند.

این سلاح برّنده موجب شده است که امروزه، جنگ از فضای فیزیکی و سرد، به فضای مجازی و به شکل جنگ نرم تغییر ماهیت دهد، پس قدرتها، گروه‌ها و صاحبان افکار و عقاید، به هر میزان به آن مسلّط شده و در نشر فکر و عقیده خود از آن استفاده کنند، به همان میزان پیشرفت و چیرگی بر طرف مقابل را خواهند دید.

به نظر نویسنده، تسلّط بر این سلاح، بهرعایت قواعد آن بسته است. اگر خاستگاه متنی، عقاید ناب خدایی و نشأت گرفته از منبع لایزال الهی باشد و نویسنده آن در ابتدای کار، با شناخت فضای مجازی بداند که هدفش چیست، آیا به جهت ایجاد ذائقه‌ای جدید می‌نویسد یا سعی در اصلاح، جهت‌دهی یا تقویت ذائقه‌ای که ایجاد شده است، دارد؟ او مخاطب خود را شناخته است و می‌تواند با انتخاب سوژه‌ای متناسب با وی، سرفصلی ابتکاری گشوده و متنی روان و در خور خوانندگان باهوش، منتقد و با انصاف خلق نماید و در نهایت از آن متن - که با رعایت اصل همخوانی و اقتضای حال مخاطبان نوشته شده است - بازخورد واقعی گرفته و نتایج آن بازخورد را در ادامه مسیر چراغ راه خود قرار دهد.

در طی این مسیر، نکاتی نیز وجود دارد که باید از آن پرهیز نمود. به این بیان که اگر مثلاً در نمادگرایی افراط شود، مخاطب دچار این احساس می‌شود که هویتش زیر سؤال رفته و حقّ طبیعی انتخاب از او سلب شده است و همین کافی است تا او با امر دینی مورد تبلیغ مخالفت کند و رسالت تبلیغی مبلّغ ابتر بماند. همچنین، زردنویسی، هرچند ممکن است در کوتاه مدت افرادی را جذب کند؛ اما تاکنون هرگز تأثیر درازمدتی که ماندگار باشد، از آن حاصل نشده و موجب اثرگذاری بر خوانندگان نبوده است.

موارد دیگری همچون: تکرار ملال‌آور و یا خطاهای نوشتاری نیز ذیل عنوان «نبایدها» هستند که باید از آنها پرهیز کرد تا در نهایت بتوان از این ابزار، به عنوان سلاحی مؤثر در جنگ نرم بهره کافی برد و در پوشش مبلّغ اینترنتیِ معارف و مضامین ناب دینی، فعالیت مؤثّر داشته باشیم.

ادامه دارد...

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ماهیت و کارکرد تبلیغی ـ سیاسی رسانه‌های دینی در جهان معاصر، هادی آجیلی، مجتبی اشرافی و مرتضی بابایی، فصلنامه دین و رسانه، اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه مرکز پژوهش و سنجش سازمان صدا و سیما، قم، 1394ش، ش 103 و 104، ص 107.

[2]. همان، ص 108.

[3]. بهتر بنویسیم، ص 39.

[4]. همان، ص 41.

[5]. همان، ص 58.

[6]. همان، ص 62.

[7]. ر.ک: همان، صص 63 - 113.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 212.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٤ فروردين ١٣٩٧ / شماره خبر : ٣٩٨٩٠٥ / تعداد بازدید : 435/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج